خرید بک لینک
از آبانماه 91 فقط یه خاطره دارم...

استاد برای درس طراحی پروژه تعریف کرد...گفت چندنفر کشتی تجاری، چند نفرم قایق تندرو و یکی دونفرم کشتی نظامی طراحی کنن ...

من هم طبق عادت بدی که داشتم دست گذاشتم روی سخت ترینشون، کشتی نظامی...که هیچ اطلاعاتی ازش در دسترس نیود...

پیرم در اومد تا فاز یک پروژه رو آماده کردم.4 تا فاز بود...

استاد همه پروژه هارو جمع کرد و برد و هفته بعد آورد...گفت : بعضیاتون افتضاح کار کردید و بعضی ها هم اونقدر قشنگ کار کردید که آدم لذت میبره.... گفتم وای ! احتمالا من از اون افتضاح ها باشم...

دست کرد لای پروژه ها، مال منو بیرون کشید و گفت این پروژه آقای فلانیه که من وقتی داشتم میخوندمش واقعا خیلی خیلی لذت بردم!

بعد شاگرد زرنگ ها کلی حسودیشون شد! منی که شاگرد آخر کلاس بودم اینجوری کار کنم... پروژمو میگرفتن نگاه میکردن و منم طبق معمول رو ابرا سیر و سیاحت میکردم...

بعدن ...فاز دوم و سوم رو کار کردم .به خوبی اولی نبود ولی فاز چهارم که قسمت اصلی بود رو خراب کردم و 2 هفته دیر تحویل دادم که از 25 نمره بهم داد 18... یادمه آخر ترم دلم میخواست دیوار رو گاز بگیرم...

برچسب: نویسنده: سینا حسنی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 13:59

صفحه بندی