خرید بک لینک
از اول شهریور 88 تا آخر شهریور 95 میشود هفت سال و یک ماه ... یعنی 73 ماه دقیقا...

هفتاد و سه ماه از زندگیم رو اینجا ثبت کردم

خوشحالم که این وبلاگ رو نوشتم.

وقت زیادی ازم گرفت.میتونستم خیلی کارها بکنم تو این زمان اما من وبلاگ نویسی و زندگی نامه نویسی رو انتخاب کردم. سر سوزنی پشیمون نیستم حتی اگر به جرم اتلاف وقت اعدامم کنن باز هم میگم : خوشحالم که این وبلاگ رو نوشتم.

روز اولی که قصد نوشتن اینجا رو داشتم هدف خاصی داشتم.یک هدف مقدس! مطلقا بهش نرسیدم و حتی با نوشتن این وبلاگ ازش دور شدم... اما حالا به چیز دیگه ای دست پیدا کردم.

تجربه ی فوق العاده ای بود...

زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی میپیچد.
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست.
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی «ماه»،
فکر بوییدن گل در کرهای دیگر.
زندگی شستن یک بشقاب است.

برچسب: the end,the end of the world,the end of the tour,the endless summer tour,the end is nigh,the end is near,the endless summer,the end lyrics,the endocrine system,the end of evangelion, نویسنده: سینا حسنی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 12:48

صفحه بندی