
حدود 20 تیر بود که ارباب بهم گفت چقدر بی خیالی ! پاشو برو شهرستان دنبال سربازیت ببین میتونی معافیت بگیری... خوشبین نبودم به خوشبینی ارباب ولی قدرت مقابله هم نداشتم.
دوست داشتم تهران بمونم و همونجا هم برای ارشد درس بخونم...تو خونه مستاجری،وبلا،یه اتاق کوچیک داشتیم با یک میز و صندلی...خلوت بود ها... یعنی دو ساعت درس خوندن توش به اندازه 7 ساعت می ارزید...
شروع کرده بودم به خوندن ریاضی و زبان ...
خجالت کشیدم به ارباب بگم میخوام اینجا بمونم...اون حرفی نداشت ولی من از اینکه یکی دیگه کار کنه و من فقط مصرف کننده باشم خوشم نمی اومد...اصلا که اینجوری بود ولی نه اینقدر تابلو! گفتم عیب نداره میرم دهات اونجا میخونم...
برچسب: حقوق تیر 92 آموزش و پرورش,یارانه تیر 92 کی واریز میشود,
نویسنده: سینا حسنی